سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا
حقیقت شیرین
خداوند در روز قیامت، بی سوادان را ازچیزهایی معاف می دارد که دانشمندان را از آنها معاف نمی کند . [پیامبر خدا صلی الله علیه و آله]
 
 
پرده ی اول)
زمانی که کاندیداهای دور هفتم ریاست جمهوری معرفی شدند ، تقریباً همه مطمئن بودند که آقای سید محمد خاتمی انتخاب خواهد شد.
البته این به خاطر شعارهای ایشان یا سطح اطلاعات سیاسی افرادی مثل من نبود ، بلکه دلیل گرایش ما به ایشان بیشتر از هز چیزی ظاهر مرتب و آراسته ی او بود!
در طول آن سالها هیچگاه از زبان رئیس جمهور منتخب یا افراد هم عقیده اش نشنیدیم که فرد خاصی را به عنوان مسئول کمی ها و کاستی ها معرفی کنند ؛ ولی چیدمان جملات و آهنگ سخنانشان به گونه ای بود که ما را خواسته یا ناخواسته به سمتی خاص سوق می داد.

نتیجه ی عملیات روانی و فریاد های تظلم رئیس جمهور محبوب ما و هیولاهای روانشناس(!) حاکم بر دستگاه دوم خردادی او ، با زبان بی زبانی ، مقصر همه ی اتفاقاتی که دوست نداشتیم را (معاذ الله) شخص رهبر انقلاب (حفظه الله) معرفی می کرد!

پرده ی دوم)
از سالها پیش همه ی دوستان دور و نزدیک من ، مرا با عنوان ((عشق نظام)) می شناختند!
دلیل آن هم علاقه ی زیاد من بود به کارهای خشن ارتشی و نظامی...
هر وقت می خواستیم به ماهیگیری یا شکار برویم لباس های نظامی می پوشیدم و در تیز اندازی مهارت خاصی داشتم. البته هنوز هم همینطور است...
حدود سالهای 83 بود که یک جفت ((پوتین نظامی)) خریدم و آنها را خیلی از مواقع می پوشیدم...
آنها را خیلی دوست داشتم و بند معمولی آنها را با سگک مخصوص عوض کرده بودم...

پرده ی سوم)
انتخابات دور نهم ریاست جمهوری
سال 84 که انتخابات برگزار شد ، من شناختی از آقای محمود احمدی نژاد و شعارهای ایشان نداشتیم ؛ میتوانم بگویم حتی سوابق ایشان را هم نمی دانستم!
در واقع در مقابل رأی خود احساس مسئولیت نمی کردم!
ولی در انتخابات امسال که خودم را در مقابل خداوند مسئول می دیدم و می دانستم که باید در مقابل رأی خود و نتایج آن در مقابل خداوند پاسخگو باشم ، آنقدر دست به  تحقیقات زدم که بعد از مدتی چشمانم به شدت درد گرفت...
این آینده نگری نسبت به رفتار و باورها ، پیش از این باعث شده بود که بتوانم خودم را از زیر آوار باورهای غلط دوم خردادی بیرون بکشم و هوای تازه ی مذهب تشیع را استنشاق کنم؛
هر یک از اتهاماتی که در طول هشت سال ریاست جمهوری آقای محمد خاتمی به طور غیر مستقیم نسبت به رهبر معظم انقلاب دامة برکاته طرح شده بودند مانند توده ای از سنگ بودند که همگی بر سر ما آوار شده بودند ؛
با رفع هر شبهه ، گویی یک کلوخ از سر راه برداشته می شد و به همان اندازه به آزادی نزدیک تر می شدم.
سرانجام با سختی بسیار و پرسش و پاسخ های فراوان توانستم تصور غلطی را که سالها به ما القا شده بود اصلاح کنم...

پرده ی چهارم)
چند سال پیش شبی خواب شیرین و عجیبی دیدم...
خواب دیدم که با چند نفر که نمی شناختمشان وارد مجلسی شدیم که در سالنی بزرگ برقرار بود...
آن مجلس ظاهراً چیزی مانند مسابقات تلاوت قرآن مجید بود...
مردم روی زمین نشسته بودند...
در حالی که ((پوتین های نظامی)) خودم را به پا داشتم و قاری ، سوره ی ((الرحمان)) را را تلاوت می کرد وارد سالن شدیم و در میان جمعیت جایی برای نشستن پیدا کردیم....
پوتین هایم را جفت کردم و می خواستم کنار آنها روی زمین بنشینم که فردی که کنار دیوار نشسته بود با دست جایی را در کنار خود نشانم داد و گفت : (( سربازهای امام زمان بیایند اینجا بنشینند))؛
من هم با لبخند و خوشحالی رفتم و کنار او نشستم.
اللهم عجل لولیک الفرج و اجعلنا من خیر اعوانه و انصاره ...

پرده ی پنجم)
امسال برای کسانی که عاشق رهبر عزیزمان بودند خیلی سخت بود ؛ مخصوصاً برای کسانی که مثل من به سختی جان کندن به ولایت آقا رسیده بودند و قدرش را خوب می دانستند.
هشت ماه تحمل نامردی و لا ابالی گری اغتشاش گران، هشت ماه تحمل فتنه ی فتنه گران و حمایت صهیونیست ها و بهائیان خارج نشین و ... ، هشت ماه سکوت در حالی که خار در چشممان بود و استخوان در گلو داشتیم...
این هشت ماه بر آقایمان چه گذشت؟...

پرده ی ششم)
بهمن ماه که رسید ، شور و هیجان زیادی را حس می کردم...
گویی که منتظر بودم تا در صور اسرافیل بدمند...
امسال خوب می دانستم که می خواهم چه کار کنم و چرا می خواهم برای اولین بار در راهپیمایی 22 بهمن ماه شرکت کنم...
شب 21 بهمن ماه بود که ناگهان خواب چند سال پیشم به یادم آمد و آیه های ((فبأی آلاء ربکما تکذبان)) سوره الرحمن و آن مجلس تلاوت قرآن و پوتین های نظامی ام که اکنون 5-6 ساله هستند ولی از پوتین های یک ساله نو ترند...
از جا جستم و پوتین هایم را واکس زدم و آنقدر برقشان انداختم که صورتم را در آنها می دیدم...
همان شب مقوا هم خریدم تا علیه فتنه گران شعار بنویسم که فهمیدم خواسته شده که این کار را نکنیم و گفتم سمعاً و طاعتاً...

پرده ی هفتم)
صبح روز 22 بهمن ماه 88
صبح زود با اشتیاق از خواب بیدار شدم ؛ همان پوتین هایم را که شب قبل واکس زده بودم پوشیدم و به سمت ((تعبیر صغری)) خواب چند سال پیش خود پا در راه رضای خدا گذاشتم، در حالی که دعا می کردم خداوند ((تعبیر کبری)) خوابم را زودتر برساند ان شاء الله ... منظورم جهاد در دولت آقای عزیزم امام زمان علیه السلام و عجل الله تعالی فرجه است...
در مسیر راهپیمایی هر بلندی را که می دیدم بر روی آن می رفتم تا شاید بتوانم ابتدا و انتهای جمعیت انبوه مردم غیرتمند را ببینم؛ جمعیت واقعاً  و واقعاً و واقعاً خودجوشی که نه ابتدایش معلوم بود و نه انتهایش...

پرده هشتم)
این ماجرا ، از آنجایی که خدا آغازش کرد تا به امروز دو فراز داشته که هر بار به آنها فکر می کنم ، چشمانم پر از اشک شوق می شود؛
اولین آن همان خوابی بود که مرا به اسم سرباز امام زمان (علیه السلام و عجل الله تعالی فرجه) صدا زدند و دومینش وقتی بود که پیام سید عزیزم ، سید علی الحسنی الخراسانی الخامنه ای را خواندم و فهمیدم آقای گلم از من راضی شده...

احسان عظیمیان ::: پنج شنبه 88/12/6::: ساعت 10:43 عصر
 
فردی مثل ((سعید حنایی)) که دست به قتل های زنجیره ای زنان خیابانی زده بود ، بنابر گفته های پسرش (در مصاحبه ای که از تلوزیون دولتی کویت پخش شد) از رواج فساد و بی بند و باری به تنگ آمده بود ؛ در این مصاحبه پسرش از قول سعید می گفت : در کشوری که امام خمینی (رحمة الله علیه) انقلاب کرده ، چرا باید چیزی به نام زنان خیابانی وجود داشته باشند (؟)
فرزند آقای حنایی در آخر گفت: ((در آینده راه پدرم را ادامه خواهم داد...))

اگر بخواهیم با تساهل احمقانه ای با این قضیه ، روشن فکرانه برخورد کنیم ، باز هم به علامات سوال بیشماری برخورد می کنیم ، زیرا مسئله فقط ((مبارزه با بی حجابی)) نیست که بگوییم اثر مخربی خواهد داشت ، بلکه مسائل وقیحانه دیگری نیز وجود دارند:
در همین ((وزارت ارشاد به اصطلاح اسلامی)) ، فیلم های مبتذلی مجوز پخش می گیرند که به هیچ وجه جای توجیه ندارند!

مثلاً موسسه (( TDH یا تصویر دنیای هنر )) در فیلم هایی مثل ((نام فیلم به دلایلی حذف شد)) گاهی صحنه هایی را نشان می دهد که نه تنها با موازین اسلام هیچ سنخیتی ندارند ، بلکه روح هر انسان آزاده ای را نیز آزار می دهد!
گویا نشان دادن پایین تنه ی یک زن برهنه که در کازینو مشغول رقصیدن است از نظر آنها و وزارت ارشاد ایرادی ندارد!
همین طور هم در فیلم ((نام فیلم به دلایلی حذف شد)) مسائلی مثل ((یقه ی باز زنان)) امری عادی تصور شده و هیچ کونه تلاشی برای مخفی کردن آن صورت نگرفته!

علاوه بر این موسسه ی دیگری به نام ((پارسیان)) که بی شک به جز خودشان همه را عوام فرض کرده است ، در فیلمی مانند (( نام فیلم به دلایلی حذف شد)) پا را از این فراتر گذاشته و در یک صحنه به راحتی زنی را نشان می دهد که به ناچار به یقه ی باز زنان در فیلم ((نام فیلم به دلایلی حذف شد)) رحمت می فرستیم!!!
جالب اینجاست که در ابتدای پخش همه ی این فیلم ها ، مجوز وزارت عریض و طویل ارشاد ، با افتخار نشان داده می شود.

مسئله ی حاد دیگر چیزی است که شاید همه ی ما در گوشه و کنار خیابان شاهد آن بوده ایم:
این روزها  دختر و پسرهایی را می بینیم که مانند حیوانات نر و ماده ، در روز روشن و در محل آمد و شد مردم ((اطفاء شهوت)) می کنند و کسی برای رسیدگی به آن وجود ندارد!!! اگر می پرسید چرا کسی نیست پس ادامه ی مطلب را بخوانید:

چند ماه پیش از این که هنوز ((ستادهای امر به معروف و نهی از منکر)) دایر بودند ، چند پسر و دختر در محل خلوتی گویا دچار اختاف شده بودند (!) و با سر و صدای زیادی ظاهراً سر هم داد می کشیدند! این مسئله به بچه های بسیج اطلاع داده شد و آنها نیز فقط جمع دوستانه (!) آن چند نفر را به هم زدند!
وقتی ((ضابط قضایی)) از ستاد امر به معروف آمد ، حدود نیم ساعت ما را موعظه کرد که خدا بهتان رحم کرد(!) اگر از گل نازک تر به آنها گفته بودید ((مجازات نقدی و زندان و شلاق)) در انتظارتان بود!!!!
با این حساب قانون از فاسدان بیشتر از حامیان اصول دین حمایت می کند!

اتفاق زشت دیگر دیروز رخ داد:
در روز روشن و در محل رفت و آمد مردم ، دختر و پسری که ظاهراً دانشجوی دانشگاه دولتی (امیرکبیر) هم بودند در یک ماشین که شیشه دودی هم ((نداشت)) با خیالی آسوده مشغول زنا بودند!!!
از طرفی وقتی با 110 تماس گرفتیم آنقدر دیر آمد که دیرتر از آن ممکن نبود! ناخودآگاه این فکر به ذهن متبادر می شود که پلیس می خواست خود را درگیر این قضیه نکند! شاید ((شلاق و زندان و جریمه نقدی و حتی انفصال از خدمت)) مجازات مأمورانی باشد که از فحشا جلوگیری می کنند!
در آخر هم آن دختر و پسر را به خیر و خوشی راهی خانه هایشان کردند تا شاید فردا جای بهتری بیابند!
وقتی خوب فکر کردم ، به یاد حدیثی افتادم که مضمونش این بود: در آخر الزمان مردم مانند حیوانات ، در کنار خیابان آمیزش می کنند و کسی هم جرئت جلوگیری از آنها را ندارد.

این روزها هم که به لطف جبر زمانه (!) ستادهای امر به معروف و نهی از منکر تعطیل شدند تا آقای میر حسین موسوی به مرادش برسد و دیگر مسئله ی ((گشت های ارشاد)) را آنقدر در سخنرانی ها و مناظرات و بیانیه ها تکرار نکند.
بی شک او می داند که جاذبه ی جنسی قوی ترین انگیزه برای حمایت از اصلاح طلبان و بویژه خودش می باشد...

لینک دانلود فیلم برهنه کردن یک بسیجی توسط کفتارهای خداجوی سبز پوش:
http://ahestan2.persiangig.com/video/ashusabz.wmv

اللهم اکشف هذه الغمة عن هذه الامة بظهوره...

احسان عظیمیان ::: چهارشنبه 88/11/7::: ساعت 3:38 عصر
 
اگر می خواهید بدانید که مصیبت های اهل بیت علیهم السلام هنوز هم ادامه دارد یا نه ، این فیلم را دانلود کنید...
مطمئن هستم که همه ی شما از دیدن این صحنه های وحشتناکی که نوادگان یزید
بن معاویه بر سر ملت ایران می آورند ، مثل من سردرد خواهید گرفت...
اگر چنین فیلم هایی (که مطمئناً فقط گوشه ای از جنایات نهروانیان سبز پوش
در روز عاشوراست) را پیش از روز حماسه نهم دی پخش می شد ، بی شک مردم سران
فتنه و کسانی که حب دشمنان (اهل بیت علیهم السلام) را در دل دارند ، تکه
تکه می کردند.

در این فیلم می بینیم
سه چهار موتوری بسیجی کنار خیابانی ایستاده اند که در آن سویش مردم به اصطلاح خدا جوی (!) مشغول تیشه زدن به ریشه ی کشورمان هستند ؛
ناگهان لشگر سبز پوش فرزند خلف یزید بن معاویه ، هجوم می آورند و یکی از بسیجی ها را گرفتار می کنند...
اول صورتش را له می کنند و در حالی که بیهوش شده شلوارش را از پایش در می آورند و فیلم می گیرند...

اینان همان مردم خداجوی(!) هستند که میر یزید کثیف می گفت برای عزاداری به خیابان آمده بودند...
لعن علی عدوک یا علی ..... خاتمی و کروبی و موسوی
لعن علی عدوک یا حسین ... خاتمی و کروبی و میر حسین

اللهم اکشف هذه الغمة عن هذه الامة بظهوره...

لینک دانلود:  http://ahestan2.persiangig.com/video/ashusabz.wmv

احسان عظیمیان ::: یکشنبه 88/11/4::: ساعت 11:25 عصر
 

با فرو نشستن غبار فتنه ای که آقای موسوی و اطرافیانش ، آن را مانند جنگ جمل به پا کرده بودند ، مرزهای حق و باطل نمایان تر شد و شاهد آن بودیم که عناصر اغتشاش گر در کشور به قشر مشخصی محدود شد...

 

از طرفی به دلیل تنفر فطری انسان از دروغ و فریفته شدن و با توجه به آشکار شدن دروغ بودن بهانه ی تقلب در انتخابات و ... ، بسیاری از کسانی که دور آقای موسوی و نیروهای داخلی و خارجی اپوزوسیون را گرفته بودند ، از آنها کناره گرفتند.

 

عده ای نیز به این نتیجه رسیدند که اغتشاشات و نافرمانی های مدنی ارضا کننده ی اهداف آنها نیست و تنها حاصل آن ، بی اعتمادی دنیا جهت سرمایه گذاری خارجی در کشور ، کند شدن برنامه های سیاسی و اقتصادی ، اتلاف درآمدهای کشور ، قدرت گرفتن اراذل و اوباش و بی شمار نتیجه منفی دیگر است ؛ لذا ایشان نیز از حمایت کسانی که به آنها دروغ می گفتند و وعده ای جز فریب و غرور نمی دادند دست کشیدند.

 

این دلایل و دلایل زیاد دیگری باعث ریزش شدید نیروها در جبهه ی داخلی آمریکایی - انگلیسی - اسرائیلی ، موسوم به جنبش سبز موسوی شد.

لذا غربی ها نیز از عوامل خود در داخل کشور تقریباً قطع امید کرده بودند و راه بازسازی روابط با ایران را می پیمودند؛ تا آنجا که حتی عده ای از آنها در رفتار خود به گونه ای عمل کردند که گویای عذر خواهی آنها از ملت و دولت ایران بود...

 

اما مدتی پیش از فرا رسیدن ماه عزاداری سالار شهیدان علیه السلام ، تحرکات تازه ای در رفتار غربی ها شکل گرفت و به کلی رفتار آنها دگرگون شد!

صرف نظر از فشارهایی که دولت ایران با پشتوانه ی مردمی خود در روابط بین المللی به آنها و منافعشان وارد می کرد و نیز مقاصد سیاسی و اقتصادی آنها ، می توان از یک انگیزه ی قوی برای این تغییر رفتار آنها نام برد و آن چیزی است به نام «جنبش اربعین!»

 

«جنبش اربعین» چیست؟

این همان چیزی است که در انقلاب اسلامی کشور ما به وقوع پیوست و نهایتاً یکی از عوامل اساسی در پیروزی آن بود؛

در جریان تظاهرات انقلابی مردم «تبریز» ، رژیم شاهنشاهی عده ی زیادی از آنها را به خاک و خون کشید...

 

بعد از چهل روز مردم «یزد» ، عزای روز چهلم شهدای تبریز را برگزار کردند و با این بهانه به خیابان ها ریختند ؛ رژیم طاغوت برای سرکوبی این قیام نیز دست به کشتار وحشیانه ی یزدی ها زد...

 

چهل روز بعد نیز ، مردم «آبادان» برای شهدای یزد عزاداری کردند و به خیابان ها ریختند ...

این چرخه به نام «جنبش اربعین» معروف شد و ستون اصلی شکل گیری نظام اسلامی شد.

 

تلاش برای تشکیل «جنبش اربعین» در  دل «جنبش سبز اموی»

طراحان اصلی فتنه ی میر حسینی  ، یعنی غربی ها و یهود و نصارا ، تلاش زیادی کردند تا با کشتن عده ای که فریب آنها را خورده بودند ، مثل «ندا آقا سلطان» و سناریو سازی «ربودن ، قتل و تجاوز» برای عده ای دیگر مانند «سعیده پور آقایی» و نیز نشان دادن صحنه هایی رقت بار از کشته های جنگ «غزه» و نسبت دادن آن به دولت ایران (!) و نیز با وارد کردن عوامل نفوذی تروریستی خود در میان جمعیت اغتشاشگران و قربانی گرفتن از آنها و .... در تمام این مدت سعی کردند از میان «ساده لوحان شتر پرست» قربانی بگیرند یا کشته هایی خلق کنند تا بتوانند چرخه ی اربعینی را در جنبش سبز اموی شکل دهند.

 

مهره های اصلی خلق جنبش مذکور را به روشنی می توان تشخیص داد.

 نقش اساسی را در این میان آقایان میر حسین موسوی و کروبی و خاتمی که به اصطلاح سرشناس هستند بازی می کنند و به زور هم که شده سعی در برپا کردن مراسم ترحیم برای کشتگان خیالی یا واقعی ( که خودشان سرشان را بریدند!) دارند...

 

اما هوشیاری نیروی انتظامی ( به خاطر عدم استفاده از سلاح) و کارشناسانه تر شدن روند برنامه های رسانه ی ملی در روشن کردن زوایای پنهان این فتنه و عواملی دیگر باعث عقیم گذاشتن این نقشه ی شوم شده است ؛ عامل مهم تر این است که انسان برای کشته شدن نیاز به انگیزه ی عقلانی و معنوی دارد ؛ «کسانی که شمشیر دشمنی با اهل بیت رسول الله علیه و علیهم السلام را از رو بسته اند و دختران فراری و مردان بی بند و بار» لشکری نیستند که برای میر حسین جان دهند.

 

لعن علی عدوک یا حسین .... خاتمی و کروبی و میر حسین


احسان عظیمیان ::: شنبه 88/10/12::: ساعت 10:14 عصر
 

دنیا ملغمه ایست از عمل ها و عکس العمل ها...

اتفاقاتی که به صورت موازی پیش می روند و همینطور اتفاقاتی که سمت و سویشان خلاف جهت یگدیگر است...

هر اتفاقی اثری در عالم وجود از خود به جا می گذارد که احوال انسانها را دچار دگرگونی می کند...

مجموع این اتفاقات و تغییرات (طور به طور شدن ها)  ،مانند غربال ، انسانها را الک می کند و این یکی از اسباب آزمودن بنده های خداست تا آنانکه ثابت قدم ترند بمانند و آنان که در دل مرضی دارند ، مردود شوند

«خوش بود گر محک تجربه آید به میان .... تا سیه روی شود هر که در او غش باشد»

 

وقتی اغتشاش گران به خیابان می آیند و به نام و تمثال مبارک سید حسنی خراسانی  ، رهبر عزیزمان (دامة برکاته) ، و سید قمی (امام خمینی رحمة الله علیه) بی حرمتی می کنند ، موجی از شادی و موجی از اندوه روی اهل عالم تأثیر می گذارد...

 

نماز شب خوان ها ، زنان محجبه و عفیف و مردان پاک سیرت ، چشم انتظاران ظهور آقا صاحب الزمان علیه السلام و عجل الله تعالی فرجه ، مستضعفان و مظلومین و عاشقان اهل بیت علیهم السلام ، طیفی هستند که بی شک غمگین می شوند یا بهتر است بگوییم کسانی که غمگین می شوند در این گروه قرار دارند...

 

اما زنان بی حجاب و آرایش کرده و مردان بی غیرتشان ، کسانی که به آقا امام زمان علیه السلام و عجل الله تعالی فرجه ایمان ندارند یا اگر دارند ، ظهور ایشان را دور می پندارند ، مرفحان بی درد و کسانی که خون مردم را می مکند ، افراد بی ایمان به خداوند متعال و رسولش (صلی الله علیه و آله و سلم) ، و اربابان اصلی آنها ، یعنی اسرائیل و آمریکا و انگلیس و ... و صد البته شیطان رجیم ، بی شک خوشحال می شوند ...

البته از عروسک های خیمه شب بازی بیگانگان که به اسم هموطن می شناسیم نام برده نشد.

 

و وقتی عزاداران سلار شهیدان علیه السلام ،‏دشمنان خدا را فراری دادند ، گروه اول خوشحال شدند و گروه دوم غمگین و مضطرب.

 

اکنون آیا می توان نتیجه گرفت که آقایان موسوی ، کروبی ، خاتمی و اطرافیان و حامیانشان مورد رضای الله جل جلاله هستند؟

آیا می توان نتیجه گرفت که جمهوری اسلامی ایران بد است؟

آیا می توان ...


احسان عظیمیان ::: یکشنبه 88/10/6::: ساعت 10:41 عصر
   1   2   3   4   5      >

لیست کل یادداشت های این وبلاگ
 
.:: منوی اصلی ::.
.:: آمار بازدید ::.
بازدید امروز : 12
بازدید دیروز : 25
بازدید کل : 105851
.:: تا دیدار محبوب ::.
.:: درباره خودم ::.
حقیقت شیرین
احسان عظیمیان
امام علی (علیه السلام) فرمودند: برخی از پیروان دجال در آن روزگار (آخر الزمان) چیزی سبز بر سر و دوش دارند. (بحار الانوار-ج13 -ص965)
.:: پیوند های روزانه ::.
.:: لوگوی وبلاگ من ::.
حقیقت شیرین
.:: لینک دوستان ::.
فصل انتظار
بازتاب برنا
خبر روز
کلام و فلسفه
کلام و فلسفه
xXx رنـــــــــــگـــــــــارنـــــــــــــــگ xXx
یزد بلاگ
اصل 110
آرمان نوین
بر و بچه های ارزشی
آرامش جاویدان در پرتو آموزه های اسلام
شاهد
هوای بارانی
سلام
صیانت ار آرمان های امام خمینی (ره)
دانشجوی پزشکی حق جو
احمدی نژاد ، مرد خدا
تو میتونی !! اخبار روز جنبش سبز دانلود سرگرمی عکس کلیپ آهنگ
پایگاه خبری جنگ احزاب
لبیک یا مهدی ،یا خامنه ای
کانون ترک خود ارضایی!
کانون فرهنگی هنری پویا اندیش
به عشق دکتر
22 خرداد 88
دل نوشته هایی از سیاست
قلمکده
25 ملیون رأی
تحلیل های داغ مذهبی
احمدی نژاد رو عشقه...
دنیا دست کیه؟
جهاد مجازی
یادداشت های یک پابرهنه
قالب های پارسی بلاگ
پارادوکس سبز
صاحبدلان
ورود بی منطق ممنوع
آهنگ زندگی
راه عشق
صنعت نفت آبادان
احمدی نژاد و عدالت محوری
شیار عشق
*** یا امام رئوف ***
انتهای دوست داشتن
آقای رئیس جمهور! به نگاهم خوش آمدی
ظهور بسیار نزدیک است
عاشق رهبر
سید احسان
پرستوی مهاجر
آیات آسمانی
توصیف خردجال
ذهن زیبا
عسل بانو
پشت پرده تمام مسائل سیاسی
پاسخ به شبهات کودتاچیان سبز ها
تایپ نوشته های یک زمینی!
در سایه سار عشق
فرزند شهید
بیا مهدی شب هجران سحر کن
صدای دوست
ملک مهدی سلام الله علیه
تا زنده ایم رزمنده ایم
آرمان انتظار
یا زهرا (سلام الله تعالی علیها)
کلیپ های موبایل مبارز
حجت الاسلام سرانجام
چشمان سبز
سه چرخه
چرا سبز؟
آلما
صبح دیگری در راه است...
ولایت
کم حرفی
دزدگیر 88
گل گیسو
فقط ایران ، فقط سید علی خامنه ای
اتهام
ایران سرسبز
از رنجی که می بریم
وبلاگ نگرانی (خبرنگار دیجیتال)
مضرات علمی خود ارضایی
گلچین اخبار و مطالب سیاسی
مبین
از سبزه تا علف هرز
منادی
.:: لوگوی دوستان::.


.:: آرشیو شده ها ::.
.:: اشتراک در خبرنامه ::.
 
.:: طراح قالب::.
مرکز نشر فرهنگ شهادت
مرکز نشر فرهنگ شهادت شیراز
مرکز نشر فرهنگ شهادت